شعر خودم
سلام به همه
مرسی که میاین و سر میزنین به منه...واقعا این روزا خجالتم میدین از اینکه میاین
یه چند بیتی سروده بودم امروز خواستم اونو بزارم براتون
ایشالا که خوشتون بیاد
اشک چشمام گرفته میخواد امشب نخوابم
مثل بارونا نم نم میخواد امشب ببارم
امشب دلم میخواد برم زیر بارون بشینم
بغض دلم رو بشکنم اشک چشام نبینم
بارون میباره میخوام بارون آغوش بگیرم
اما اونم دلگیره میخواد که از پیشش برم
چیکار کردم آخه خدا همه میگن باید برم؟
تو روزگار بی کسی اینطوری آروم بگیرم!
+ نوشته شده در پنجشنبه 18 فروردین 1390ساعت 12:33 توسط آخرین تنها
|
ارسال نظر(0)
