post
دوباره سیب بچین حوا...
من خسته ام
بگذار...
بگذار از این جا هم بیرونمان کنند...
بگذار بیرونمان کنند...
رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم
دوباره سیب بچین حوا...
من خسته ام
بگذار...
بگذار از این جا هم بیرونمان کنند...
بگذار بیرونمان کنند...

دختره شبهای پاییز میمونم با تو همیشه
واسه من هیچکی تو دنیا مریم خودم نمیشه
مریم پاییزی من مریم پاییزی من
مریم پاییزی من گریه اخماتو وا کن
دستاتو بالا بگیرو واسه فرداها دعا کن دعا کن
دختره شبهای پاییز میمونم با تو همیشه
واسه من هیچکی تو دنیا مریم خودم نمیشه
مریم پاییزی من مریم پاییزی من
وعدهامون هر روز ابری زیر الماسهای بارون
چه بهار باشه چه پاییز چه تابستون چه زمستون
یه روزی میام کنارت تورو میبرم تا خورشید
یه روزی که رفته باشه از نگات سایه تردید سایه تردید
دختره شبهای پاییز میمونم با تو همیشه
واسه من هیچکی تو دنیا مریم خودم نمیشه
مریم پاییزی من مریم پاییزی من
من همونم که میسازم قصر رویاهاتو مریم
اشکهای سرختو بس کن کم نکن دعاتو مریم
دختره شبهای پاییز میمونم با تو همیشه
واسه من هیچکی تو دنیا مریم خودم نمیشه
مریم پاییزی من مریم پاییزی من
همه بغضشون گرفته چرا بارون نمياد!؟ من و کشتي تو با اين خنجر دوريت عجبه چرا از اين دله ديونه يه کم خون نمياد!؟
ليلي مرد از غم دوري چرا مجنون نمياد!؟
روي ماهش کجا پنهون شده رفته کجا!؟
چرا از اونور ابرا ديگه بيرون نمياد!؟
نيتت رو واسه فال قهوه کردم ولي حيف
عکس اون چشماي قشنگ توي فنجون نمياد