دلم هوای درد و دل دارد
امشب که دلم هوای درد و دل دارد...همه مرا به حالم رها کرده اند
نمیدانم به چه کسی بد کرده ام...که این طور مرا ویران کرده اند
در اطرافم دوستان زیادی داشتم اما چرا مرا تنها گذاشته اند
نمیدانم...
نمیدانم...
در این دنیا هیچکس به حال من نمی گرید...
این همه دوست پس کجا هستند که کباده دوستی میزدند؟
دوستی نیست بگوید که چرا ویرانی از دنیا...
دوستی نیست بگوید که چرا بیزاری از دنیا...
در این دنیا هیچکس به حال من نمی گرید...
دوستان با وفایم بی وفا شده اند
تنهایم گذاشته اند
پس بگذارید تنها بمانم
مرهم درد من فقط تنهاییست
فک کنم در این دنیا فقط تنهایی حال مرا درک میکند
به تازگی تنها دوست من تنهایی است...
تنهایی همان غم من است...
آخرین تنها
+ نوشته شده در جمعه 19 فروردین 1390ساعت 10:06 توسط آخرین تنها
|
ارسال نظر(24)
