طلب بخشش
تار غم هایم را با اشک هایی از جنس عشق
به تابوت کهنه ی آرزوهایم آویخته ام...
تا در شب میهمانی این همه دلتنگی
از تک تک این هم دردهایم طلب بخشش کنم...
طلب بخشش از برای عمری...
طلب بخشش از برای عمری که پا به پای من...
تا دم مرگ...
تا دم مرگ...
چشم انتظار کسی ماندند
کسی که هیچگاه حتی برای
خداحافظی هم بر نگشت...
برنگشت هیچگاه...
برنگشت...
+ نوشته شده در یکشنبه 14 فروردین 1390ساعت 19:52 توسط آخرین تنها
|
ارسال نظر(3)
