آخرین تنها

رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم

هييييس

 

هييييييس...

يكم آروم تر.بزار بخوابه راحت...

چيزي نگو.ميخوام فقط صداي ساعت واسش لالايي بخونه...

شايد يادش بياره

چه روزايي كه بودم دنبالش پياده...

فقط له شد غرورم

هه به كسي نگو...

با من چيكار كردي.اينكه چيزي نبود...

وقتي فهميدم دور و ورت بودنم اضافه هس...

گفتي نباشي ميميرم.حالا زنده اي چرا پس؟؟؟؟؟


+ نوشته شده در دوشنبه 07 مرداد 1392
ساعت 11:08 توسط آخرین تنها | ارسال نظر(1)