آخرین تنها

رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم

شعر خودم

سلام به همه

مرسی که میاین و سر میزنین به منه...واقعا این روزا خجالتم میدین از اینکه میاین

یه چند بیتی سروده بودم امروز خواستم اونو بزارم براتون

ایشالا که خوشتون بیاد

اشک چشمام گرفته میخواد امشب نخوابم

مثل بارونا نم نم میخواد امشب ببارم

امشب دلم میخواد برم زیر بارون بشینم

بغض دلم رو بشکنم اشک چشام نبینم

بارون میباره میخوام بارون آغوش بگیرم

اما اونم دلگیره میخواد  که از پیشش برم

چیکار کردم آخه خدا همه میگن باید برم؟

تو روزگار بی کسی اینطوری آروم بگیرم!


+ نوشته شده در پنج‌شنبه 18 فروردین 1390
ساعت 12:33 توسط آخرین تنها | ارسال نظر(0)

خاتون عشق

اشك چشمام ميباره سينه دلتنگي داره دوري از خاتون عشق درد سنگيني داره
رفت و اما چي بگم دنيا خاكستري شد دلشكسته در قنج مرغكي بستري شد


حالا اي هم سفرا او كجا و من كجا غم دنيا مال من خوشي هاش مال شما
من با اين حسرت و آه من با اين آوار بلا اشك دنيا مال من خنده هاش مال شما



اون كه با خوب و بدم منو دوست داشت ديگه رفت تا جدا بودم از اون چشم به درهآش ديگه رفت
آخه اي سنگ صبور باز تحمل چه جوري با قد خم شده ام تاب مشكل چه جوري



حالا اي هم سفرا او كجا و من كجا غم دنيا مال من خوشي هاش مال شما
من با اين حسرت و آه من با اين آوار بلا اشك دنيا مال من خنده هاش مال شما

آخه اي خاتون عشق بد تو با كي بگم باسه خوبي باسه بد گوش به حرف كي بدم

تو بگو تو بگو باز تحمل چه جوري با قد خم شده ام تاب مشكل چه جوري

ديگه اي سنگ صبور باسه من اشكي نريز آخه اون خاتون عشق بر نمي گرده عزيز
حالا اي سنگ صبور باسه من اشكي نريز آخه اون خاتون عشق بر نمي گرده عزيز

منو بغض بي كسي مونده در غربت شب رفته تا عمق عذاب خسته و پا تشنه لب

روي زخم سينه ام آخه اي خاتون عشق

تو بيا به خواب من نقش چشماتو بكش


تو بيا به خواب من نقش چشماتو بكش


 


+ نوشته شده در چهارشنبه 17 فروردین 1390
ساعت 20:13 توسط آخرین تنها | ارسال نظر(0)

من میخوام

 

من می خوام از دست عشق سر به بیابون بزارم


من دیگه تحمله نگاه سنگین ندارم


من می خوام تو باشی و من تنها از تو شعر بگم


همه ی غزل هامو با طعم عشق بهت بدم


من می خوام چشمه ی عشق رو زندگیم جاری باشه


من می خوام ساده باشی دروغ تو حرفات نباشه


من می خوام اگه بشه تو رو واسه خودم نخوام


تو رو من هدیه بدم به اشکای نیمه شبام


+ نوشته شده در دوشنبه 15 فروردین 1390
ساعت 20:08 توسط آخرین تنها | ارسال نظر(8)

جلسه امتحان عشق


+ نوشته شده در یکشنبه 14 فروردین 1390
ساعت 19:54 توسط آخرین تنها | ارسال نظر(2)

طلب بخشش

تار غم هایم را با اشک هایی از جنس عشق

به تابوت کهنه ی آرزوهایم آویخته ام...

                                           

  تا در شب میهمانی این همه دلتنگی

 از تک تک این هم دردهایم طلب بخشش کنم...

 طلب بخشش از برای عمری...

  طلب بخشش از برای عمری که پا به پای من...

   تا دم مرگ...

   تا دم مرگ...

چشم انتظار کسی ماندند

کسی که هیچگاه حتی برای

خداحافظی هم بر نگشت...

برنگشت هیچگاه...

برنگشت...

                       

 


+ نوشته شده در یکشنبه 14 فروردین 1390
ساعت 19:52 توسط آخرین تنها | ارسال نظر(3)

من و تو

حیف روزایی که بی تو به سر شد
حیف شبهایی که بی من سحر شد


تو بی من تنها من از تو تنها تر
حیف این عمری که تنها تلف شد


من سردم تو سردی دل نیمه جونه
میسوزه میسازه دربو داغونه


میلرزه حتی با چیک چیک اشکام
مثه گنجشکی که زیر بارونه


لبهامون لبخند عشقو کم داره
دلگیرن روزامون لحظه غم باره


دستاتو نظرم کن خیلی محتاجم
پاییزم میریزم رو به تاراجم


من ابرم تو بارون این قصه خیسه
خورشیدو بر گردون اینجا قدیسه


اعجازو بارونو باور کن وقتی
میخواد  احساسو از نو بنویسه


من ابرم تو بارون این لحظه نابه
این لحظه مخصوص ماه و مهتابه

بیدارم یا اینکه میبینم خوابه
کی نیلوفر سهم قلب مردابه


اینجا قلب ادمها بی فانوسه
رویاشون رویا نیست عین کابوسه


اینجا چشمامون تو گریه میپوسه
من جایی میخوام با تو قد یه بوسه


ما دستامون با هم دنیا میسازه
بی سقفو بی دیوارو بی دروازه


ما با هم هستیمو با هم میمیریم
بپر با من بپر وقت پروازه


+ نوشته شده در یکشنبه 14 فروردین 1390
ساعت 15:06 توسط آخرین تنها | ارسال نظر(13)

هر که با خداست

 

هرکه با خداست...

هرکه با خداست دلش هم با اوست...

هرکه دلش با خداست پس عشقش هم اوست...

هرکه با خداست رنجی ندارد...

هرکه با خداست غصه ای ندارد...

در دلش غوغاست...

در دلش شادی هست و بس

هرکه با خداست انگار دوستی دارد با وفا...

هرکه با خداست انگار بی خیال از دنیاست..

در دنیایی که انگار در آن تنهاست

غریب است در این دنیای بی رحم

هر که با خداست غریب است در این دنیا...

همه کس با خداست

.

.

.

افسوس که من نیستم با خدا

هرکه نیست با خدا مثل من تنهاست...

مثل من تنهاست...

مثل من...

آخرین تنها


+ نوشته شده در جمعه 12 فروردین 1390
ساعت 16:53 توسط آخرین تنها | ارسال نظر(0)

زندگی


+ نوشته شده در جمعه 12 فروردین 1390
ساعت 12:10 توسط آخرین تنها | ارسال نظر(7)

دروغه عاشقی

کارت پستال های عاشقانه (5)

 

کارت پستال های عاشقانه (5)

 

کارت پستال های عاشقانه (5)

 

کارت پستال های عاشقانه (5)

 

کارت پستال های عاشقانه (5)

 

کارت پستال های عاشقانه (5)

کارت پستال های عاشقانه (5)

 

کارت پستال های عاشقانه (5)

 

 

 

 

 


+ نوشته شده در پنج‌شنبه 11 فروردین 1390
ساعت 23:04 توسط آخرین تنها | ارسال نظر(1)

ناکام(متن ترانه محسن یاحقی)

 

 

سلام به همه

چون شعر این آهنگ خوبه فک کردم شاید خوشتون بیاد

ناکام از عشق و امید هر آرزویی داشتم
خدا ببخشه منو به خاک سپرده‌ام من


نمیفهمم چه حکمی داره خدای عالم
با عشق زنده اما انگار که مرده‌ام من


تا عشق نبود زندگیم طی شد هر لحظه هر روز
بی‌اشک و آه و گریه مجنون تو قصه‌ها بود


تا اینکه تو رسیدی یه حس خوب و تازه
پایان تنهایی یا آغاز غصه‌ها بود

-----------------

زود عادت شد واسه من هر لحظه دیدن تو
دستای من رو تنت گرم بود و تن‌پوش تو


بریدم از همه کس فقط تو بودی و بود
امن‌ترین جای دنیا پناه آغوش تو


گذشت تا اینکه یکروز چشم وا کردم نبودی
بی‌خبر از پیش من انگار که رفته بودی


ناباورانه موندم در حسرت تویی که
تموم زندگیمو با رفتنت سوزوندی

----------------


سخته یه عمر عاشقی حاصل نداشته باشه
اونکه همه کست بود تنهات گذاشته باشه


سخته قبول کنی عشق یعنی جدایی ساده است
آینده‌ی دلبستگی آلوده به درد و گریه است


سخته برام درک عشق این احتیاج مبهم
برای ادامه‌ی عمر هنوز تو شک و شبهه‌ام


بمونم ناامید یا بمیرم با امید به
وجود دنیایی که تو را به من پس بده

.

.


ناچار بی‌عشق و امید هر آرزویی داشتم
خدا ببخشه منو به خاک سپرده‌ام من


نمیفهمم چه حکمی داره خدای عالم
با عشق زنده اما انگار که مرده‌ام من

          تنهایی رادرآغوش میکشم که اوتنهای یادگارتوست


+ نوشته شده در چهارشنبه 10 فروردین 1390
ساعت 22:15 توسط آخرین تنها | ارسال نظر(3)